تبليغاتX
عزیزم دیوانه وار عاشقت هستم

عزیزم دیوانه وار عاشقت هستم

**فقط برای تو**

ای عاشقای بی گناه ما همه زردوبی کسیم

                     تنهاییم عین آسمون آواره ایم عین نسیم

                                         همه با ید یاد بگیریم که مثل مجنون بزرگ

                                                        عاشق هر کسی بشیم آخر بهش نمی رسیم

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت15:57توسط عاشق تنها | |

  سکوت، سکوت کردی سکوتی تلخ سکوتی که حتی نگفتی برای چه از کنارم می روی با رفتنت بغضم ترکید و سکوتی که آن همه مدت با من بود شکست .آنقدر اشک ریختم تا قلبم کمی آرام گرفت . چون تازه فهمیدم تو را در کنارم احساس نمی کنم همیشه چشمانم به در بود تا روزی بیایی تا این سکوت لعنتی بشکند و به تو بگویم چقدر دوستت دارم و به داشتنت در کنارم احتیاج دارم روزها و ماهها می گذرد اما باز هم یاد و خاطرت در ذهنم همیشه زنده است . لحظه ای که بار سفر می بستی آهی از ته دل کشیدی و گفتی روزی برمی گردم ولی سالها از آن روز لعنتی می گذرد اما هنوز هم برنگشتی و خبری از تو ندارم منتظرت خواهم نشست و اما تو ...تو اگر می خواهی روی ...رو!! ولی بدان که من ،ماندگارم

تقدیم به امید زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت .

 

 

اگه يه رششوز ديدي که وقتي داري رد مي شي بر مي گرده و نگات مي کنه

بدون براش مهمي

اگه يه روز ديدي که وقتي داري ميوفتي بر مي گرده و با عجله مي ياد سمتت

بدون براش عزيزي

اگه يه روز ديدي وقتي داري مي خندي بر مي گرده و نگات مي کنه

بدون واسش قشنگي

اگه يه روز ديدي وقتي داري گريه مي کني بر مي گرده و مياد باهات اشک مي ريزه

بدون دوستت داره

اگه يه روز ديدي وقتي داري با يکي ديگه حرف مي زني ترکت مي کنه

بدون عاشقته

اگه يه روز ديدي وقتي داري ترکش مي کني برات فقط سکوت مي کنه

بدون ديوونت

اگه يه روز ديدي که ازنبودنت داغون شده

بدون براش همه چي بودي

اگه يه روز ديدي که يه روز از بي تو بودن مي ناله

بدون بدونه تو مي ميره

اگه يه روز ديدي که بعد رفتنت لباس سياه پوشيده

بدون بدون تو مرده

اگه يه روز ديديش که يه گوشه افتاده و يه پارچه سفيد روش کشيدن

بدون واسه خاطر تو مرده...

 

www.keyvan-67.blogfa.com 

 

نازنینم !تو برایم هنوز بهترین حضور هستی ، در بهترین قاب دنیا . من و تو می توانیم دوباره عاشق شویم قبل از اینکه باران از پیچ این کوچه بگذرد . تن غربت زده جوانی ام از عشق تو گم شد و این نوشته زخمی بر دیوار دلم رنگ ترحم گرفت . من انتظار آبی ترین روز ها را می کشم نباید در حسرت نبودن شهد شیرین زندگی ثانیه ها را به ساعت ها تبدیل کنم و بی ارزو خواب فرداها را ببینم . به اندازه همان ستاره هایی که شب های خلوتم را نظاره گر بودند می خواهمت و سحر گاهان همراه با طلوع خورشید از شوق تو بیدار می شوم و صدای عاشق ترین شقایق ها را از پنجره اتاقم می شنوم .

www.keyvan-67.blogfa.com

من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر.
من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور، در خشم، در مهرباني،

در دلتنگي، در خستگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد.
من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و تمام سخاوت هاي

عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر نجواي
کوچک، برايش يک خاطره باشد.
او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آن

دلي که من برايش مي ميرم، سرد و باراني است.
اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد

از هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد.
همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم
...
تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛

ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است؟آيا او بيشتر از
من براي تو گريسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز
ولي، تو در عين ناباوري، او را برگزيدي...
مي دانم... من دير رسيدم...خيلي دير...خيلي
...
يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ مي شود
.
روزهايي که تو را نمي بينم، به آرزوهاي خفته ام مي انديشم، به فاصله بين

من و تو،...
هر روز به خود مي گويم کاش شيشه عمر غرورم را شکسته بودم

کاش به تو مي گفتم که عاشقانه دوستت دارم تا ابد...

...

 

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت15:53توسط عاشق تنها | |

 

*یاد بگیرم:با جبرتولد آغاز شدم و با جبر مردن پایان می گیرم.

*یاد بگیرم:با اختیار این فاصله را پر کنم.

*یاد بگیرم:که قانون جبر را نشکنم.قانون اختیار را،شجاع و قوی زندگی کنم که

چشم را به همه خوبی ها و بدی ها بگشایم که عاشقانه ترین،والاترین،زشت ترین و

خشن ترین کلام بشری را بشنوم.که بدانم،بدانم و باز هم بدانم.

که اشک بریزم،بغض کنم،درهم شوم اما چشم نبندم.

*یاد بگیرم:که نمی توان به قلب بگویم نزن اما باید بگویم چگونه بزن 

*یاد بگیرم:فقط به آدم های درخشان خیره نشوم وحتی در چشمان ناتوان ترین

انسانها دنبال زیبایی بگردم.

*یاد بگیرم:بزرگی آنهایی که عمرشان صرف آدم های فراموش شده می شود و در

کارنامه شان،هیچ نابغه و دانشمندی نیست.

*یاد بگیرم:در هر کودکی دنبال رد پای کسی باشم که دنیا را قدمی به سمت نیکی می برد.

*یاد بگیرم:برای عشق ورزیدن منتظر نشوم تا گرفتاریهای هر روزه پایان یابد،که در

ضرباهنگ چالاک رگهایم نت های غم ها،شادی ها،امید هاو نا امیدی ها را

بشنوم و در سمفونی پر شکوه یک قلب دریایی اجرای همه حس ها را شاهد باشم.

*یاد بگیرم:که خطر نا شناخته را بپذیرم و از تلاش تن نزنم.

*یاد بگیرم:در کشاکش سختی ها،قوی و امیدوار باشم.

*و یاد بگیرم:مسئولانه تلاش کنم و مؤمنانه رها کنم که برای قدردانی داشته ها

 منتظر از دست دادن ها نشوم.

برای سپاسگذاری،چشم به راه اتفاقی عجیب نباشم و دعا کردن را تا زمان استیصال

 به تأخیر نیاندازم.

باور کن که دوستت دار م ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشيدنم دوستت دار م .... ای اميد و آرز وی من ، دنيای من دوستت دار م.... ای تو به زيبايی يک گل سرخ ، به پاکی يک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دار م.... ای تو فصل بهار م ، هميشه يار م ، همدم اين دل پاره پاره ا م دوستت دار م.... ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبود م ، هستی و تار و پودم دوستت دار م.... ای تو طلوع زندگی ا م ، ناجی لب تشنگی ا م دوستت دارم.... ای تو عشق زندگی ا م ، هميشگی ا م ، ماندنی ا م دوستت دار م.... دوستت دار م

 

خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری؟
بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری
خدا جون میگن تو خوبی ، مثل مادرا می مونی
اگه راست میگن ببینم عشق من کجاست میدونی؟
خدا جون میشه یه کاری بکنی به خاطر من؟
من می خوام که زود بمیرم آخه سخته زنده موندن
من که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشته رفته؟
خدا جون تو تنها هستی میدونی تنهایی سخته
زنده بودن یا مردن من واسه اون فرقی نداره
اون می خواد که من نباشم، باشه ،اشکالی نداره
خدا جون می خوام بمیرم تا بشم همیشه راحت
ولی عمر اون زیاد شه حتی واسه یه ساعت
خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری؟
بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری
به تو که موندگاری................

 

 

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت15:46توسط عاشق تنها | |

از عشق ميگويم از عشق دو عاشق از عشق دو معشوق

راوي عاشقانه اي هستم كه از دير بازيست و تا بينهايت

نامشان را به ياد داشته باشيد و به باد نسپاريد

فداكارانه عشق ميورزند و عاشق اند

333

تا همدل من باشی ،

مرا از فاصله باکی نيست ...

لبخند تو اميدی دوباره است

و گرمی دستان تو ، بهانه بودن من

در اسارت زمان و لحظه ها

با ياد تو به رهايی دلخـوشـم

و به نفس کشيدن و پویـیـدن

آری ، قصه من تلخ است اگر تو نباشی ...

 

اين روزها غنچه های ياس ،

بی آنكه بدانند بوی تو را تمرين می كنند !

نسيم ، شاپرک ها را به جستجوی تو پرواز می دهد ،

اين روزها حتی بيد هم شاخه هايش را براي تو مجنون می كند !

دیشب من بودم وشب بود و یاد تو، دیشب فاصله میان من وپنجره وشب را تنها یاد تو پر

کرده بود...

دیشب سجاده سپید نیازم رادر حرمش گسترده بودم وتمام فرشتگان را به بزم عاشقانه ام

دعوت کرده بودم...

امروز آمده ام تا بگویم که: 

بی تو بودن چقدر سخت است...



 

 

وقتی دلت خسته شــد ،

ديگر خنده معنايی ندارد ...

فـقـط می خندی تا ديگران ، غم آشيانه کرده در چشمانت را نـبـیـنـنـد !

وقتی دلت خسته شــد ،

دیگر حتی اشکهای شبانه هـم آرامت نمی کنند ...

فـقـط گريه می کنی چون به گريه کردن عادت کرده ای !

وقتی دلت خسته شــد ،

دیگر هيچ چيز آرامت نمی کند به جز رفتن ...


هوا ابریـسـت

خیابان‌هــا خــلوتـنـد

در چـنیـن روزی به دنیا آمــدم

شایــد آن روز هــم ، هـوا ابری

و خیابانها خــلــوت بودنـــد !

پس مـن فـقــط از خیابانی

به خیابانی دیگــر پـیچـیـده‌ام …


هـوا ،هـوای جـنون است 

بـادی نـرم و بارانی ريز و مداوم

زمين خيـس و نمـناک

آميخته به عطر خاک و باران

قرار مانـدن نـدارم

اصلا قرار نيست كه بمانـم ...

می دانـم زمانش فـرا خواهـد رسيـد

و آنگـاه آرامـشی ابـديـست

زمين مرا در آغـوش خواهد گرفـت

چنان تـنگ که تـنهايی از پـيکرم رخت بـنـدد

و مـن در آغـوشـش ، آرام بـگیـرم...

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت20:42توسط عاشق تنها | |